داستان کوتاه دخترک مهربان

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن

… مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟

خیلی تعجب کرد وقتی که دید

دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت: اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!

دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه…

دیدگاه خود را ارسال کنید

10 − 4 =

  • آخرین مطالب

  • آرشیو مطالب