آرشیو

قصه کودکانه ” دهکده ای در مسیر جاده “

روزی روزگاری، در سرزمینی دور دست، فقر شدیدیبه وجود آمد. تنها ثروتمندان بودند که گرفتار مشکلات چندانی نبودند. سه نفر از این افراد ثروتمند و خدمه شان به صورت کاروان، در جاده ای که از دهکده ی فقرزده می گذشت، در حال سفر بودند. آن ها وقتی به دهکده رسیدند و فقر و بدبختی مردم […]

ادامه مطلب...

زهیر

  انگار با او قهر بود. هر جا که او برای استراحت می ایستاد؛ دور از او جایی را برای استراحت پیدا می کرد. شاید در دل با خود می گفت دوری و دوستی؛ شاید تا این حد تحمل نداشت که نزدیک او باشد و با او بشیند و برخیزد. در هوای گرم حرکت می […]

ادامه مطلب...

سربند یا حسین

سربند یا حسین دیروز مادرم پیشانی مرا با «یا حسین» بست   یک دفعه بغض من با دسته های اشک در کوچه ها شکست وقت اذان ظهر من سجده می روم بر خاک کربلا این یا حسین سبز کرده ست سربلند پیشانی مرا

ادامه مطلب...

تغذیه کمکی شیرخوار

بطور کلی در بحث تغذیه کمکی کودکان دو مورد مجزا قابل بحث میباشد ۱ – ایا شیر مادر برای تغذیه شیرخوار کافی است؟ ۲- از چه موادی برای تغذیه کمکی شیرخوار میتوان استفاده کرد؟ شیر مادر برای تمامی شیرخواران تا پایان شش ماهگی کاملا کافی است و هیچ شیرخواری (بخصوص شیر مادر )تا پایان شش […]

ادامه مطلب...

هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده

می گویند حضرت سلیمان زبان همه جانداران را می دانست ، روزی از خدا خواست تا یک روز تمام مخلوقات خدا را دعوت کند . از خدا پیغام رسید ، مهمانی خوب است ولی هیچ کس نمی تواند از همه مخلوقات خدا یک وعده پذیرائی کند . حضرت سلیمان به همه آنها که در فرمانش […]

ادامه مطلب...

یک کلاغ ، چهل کلاغ

ننه کلاغه صاحب یک جوجه شده بود . روزها گذشت و جوجه کلاغ کمی بزرگتر شد . یک روز که ننه کلاغه برای آوردن غذا بیرون میرفت به جوجه اش گفت : عزیزم تو هنوز پرواز کردن بلد نیستی نکنه وقتی من خونه نیستم از لانه بیرون بپری . و ننه کلاغه پرواز کرد و […]

ادامه مطلب...

جوک و لطیفه کودکانه

 یک روز کبریتی سرش را می خاراند، آتش می گیرد.                   معلم: آخرین دندانی که در می آید چه دندانی است؟ شاگرد: دندان مصنوعی است معلم:بگو ببینم، کمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟ شاگرد:پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از کمبود بودجه شکایت داشت خبرنگار: چرا قبل از هر […]

ادامه مطلب...
  • آخرین مطالب

  • آرشیو مطالب