آرشیو

جوک … جوک

پدر از پسرش پرسید: « بگو ببینم پسر، شتر مرغ جزو پرندگان است یا خزندگان؟ » پسر بلافاصله جواب داد: « هیچ کدام پدر، جزو دوندگان است. »                 یه کچل به سلمانی می رود همه نگاهش می کنند. میگه:« چیه بابا! اومدم آب بخورم. »           […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” پالی پستچی “

پالی پستچی در رساندن نامه های پستی بسیار سخت کوش بود و همیشه برای رساندن نامه ها عجله داشت و خیلی بدش می آمد از اینکه مردم برای دریافت نامه هایشان منتظر بمانند، تازه رئیسش، آقای پرایس، همیشه از او انتظار داشت که قبل از ساعت دوازده کارش تمام شده باشد و به دفتر پست […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” پل آشتی “

یک روز بچه قورباغه با مادرش دعوا کرد. مامان قورباغه گفت: « قهر، قهر، قهر! از جلوی چشمم دور شود!» بچه قورباغه از مادرش دور شد. خیلی دور شد. یک مرتبه، یک پل پیدا کرد! پل را برداشت و به خانه برد. بچه قورباغه می خواست با مادرش آشتی کند. مادرش آن طرف پل بود. […]

ادامه مطلب...

بازی آشپزی – کباب

طرزتهیه یک کباب بسیار لذیذ با استفاده از هات داگ ، جوجه ، پیاز ، کدو سبز ، بادنجان و .. که می توانید بسیار خوشمزه باشد.

ادامه مطلب...

آشپزی (کفش دوزک شکلاتی)

۱. در حدود ۳ سانتی متر آب را در یک شیرجوش بریزید. آن را حرارت دهید تا آب به جوش آید. سپس شیرجوش را از روی حرارت بردارید. ۲. شکلات ساده را درون کاسه ی نشکنی قرار دهید. دستکش های پارچه ای تان را بپوشید و با دقت کاسه را درون شیرجوش بگذارید. ۳. شکلات […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” باد “

یک روز موشی و مامان موشی داشتند می رفتند که هوا برفی شد. موشی سردش شد. دندان هاش تیلیک تولوک به هم خورد و گفت: « مامان موشی! دماغم یخ زد. » مامان موشی، موشی را بغل کرد. برد پیش درخت. درخت یه سوراخ داشت، قد موشی. مامان موشی، موشی را گذاشت توی سوراخ و […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه “بپر! بپر! نه نمی پرم”

دو تا جوجه می خواستند با هم بازی کنند. از هم پرسیدند: « چی بازی؟ » گقتند: « برویم بالای درخت. از آن جا پایین بپریم! » جوجه ها می خواستند روی چی بپرند؟ روی سبزه ها! جوجه ها به کمک هم از درخت بالا رفتند. برای پریدن آماده شدند. اولی گفت: « بپر! » […]

ادامه مطلب...

کاپ کیک رنگین کمان

با کمی خلاقیت و صبوری می توانید کاپ کیک های رنگین کمان در خانه درست کنید. هر نوع مایه کیک و یا حتی پودر کیک اماده می توانید تهیه کنید و در شش ظرف به طور مساوی تقسیم کنید و سپس هر مایع را رنگ کنید.       سپس از رنگ یک قاشق در […]

ادامه مطلب...

مراحل تهیه کیک تولد خانگی با طرح اژدها با قالب گرد

این کیک تولد کودکانه و زیبا را می توان بدون داشتن قالب مخصوص در منزل درست کرد. آموزش طرز درست کردن کیک تولد خانگی پسرانه با طرح اژدها را به صورت تصویری و مرحله به مرحله ببنید. برای پخت این کیک ، یک قالب کیک دایره ای بزرگ بردارید در مرحله اول فقط نصف کنید […]

ادامه مطلب...

دخترک آوار خوان

دختری بود که با پدر و مادرش برای تفریح به جنگل رفته بودن پس از کلی بازی و تفریح دخترک پروانه خیلی خوشگلی را می بیند که دور سر او پرواز میکند. دخترک دلش می خواست که این پروانه را بگیرد و با خودش به خانه ببرد . به همین دلیل دخترک پروانه را به […]

ادامه مطلب...

ایزی و راسو

این کتاب درباره مورد ترس، چیره شدن بر آن و پیدا کردن ایجاد خودباوری در کودکان است. دختر قهرمان داستان، یبا به همراه داشتن عروسک راسوی خود برترس هایش غلبه می کند . در بسیاری از موارد، ایزی می تواند با عروسک خود بر ترس هایی که نادرست است، ، پیروز شود اما می بینید […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” مگول ناخن دراز “

مگول توی یک سوراخ زندگی می کرد. مگول خودش این سوراخ را کنده بود. با چی؟ با ناخن هایش. ناخن های مگول دراز بودند و هر روز درازتر می شدند. توی لانه جا نمی شدند. مگول هر روز لانه اش را بزرگتر می کرد اما باز هم صبح که بیدار می شد، می دید ناخن […]

ادامه مطلب...

چه جوری می شود بال شکسته ای را درمان کرد

هیچکس افتادن پرنده را ندید وهیچکس حتی نیم نگاهی هم به او نینداخت. امّا افتادن پرنده از چشم پسر بچه‌‌ای به نام ویل پنهان نماند. او پرنده‌ای را دید که بالش شکسته است. پرنده را برداشت و به اتفاق مادرش به خانه برد. آیا پر کنده شده‌ی پرنده را می‌شود سر جایش برگرداند؟ نه ممکن […]

ادامه مطلب...

اوریگامی میز ۲

مراحل اوریگامی: ۱. کاغذ مربع شکل اوریگامی را از روی خطوط تا می زنیم و باز می کنیم. ۲. دوباره به سمت مرکز کاغذ از روی نقطه چین تا می زنیم. ۳. از نقطه چین که محل قطرهای مستطیل های داخلی است به سمت بیرون تا بزنید. ۴. سپس دو قسمت بالا و پایین کاغذ […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” اتوبوس “

اتوبوس از بس که ایستگاه به ایستگاه رفته بود؛ خسته شده بود. یک روز تصمیم گرفت برای گردش به باغ وحش برود. اما دوست نداشت تنهایی برود.رفت و رفت به صنئوق پست رسید. صندوق پست گفت: « تو کجا این جا کجا؟! » اتوبوس گفت: « خستم ام. می روم باغ وحش گردش کنم. » […]

ادامه مطلب...
  • آخرین مطالب

  • آرشیو مطالب