آرشیو

کامیلو خرس شجاع

در روزگاران خیلی دور در جنگلی بزرگ و پر درخت خرسی به همراه مادرش در غاری زندگی می کرد. اسم این خرس کامیلو بود.کامیلو باهوش ، شیطون وسرشار از هیجان بود و مدام در جنگل برای پیدا کردن جواب سوالهایش به این طرف و آن طرف می رفت.کامیلو از کمک کردن به دیگران هیچ ترسی […]

ادامه مطلب...

معرفی مجموعه کتاب های فرانکلین

نویسنده: Paulette Bourgeois پالت بورژوا برگردان: الهام کلانتری ناشر: پیک دبیران سال نشر: ۱۳۸۳ فرانکلین خیلی هیجان زده است. او صبح خیلی زود برای رفتن به مدرسه آماده شده است. اما او کم کم احساس می کند که یک قورباغه تو شکمش می جهد و …. “فرانکلین به مدرسه می رود” از مجموعه داستان هایی […]

ادامه مطلب...

تمرینات جمع کلاس اولی

در این برگه کودک باید با توجه به اشکال اعداد را جمع ببندد و دور عدد صحیح خط بسته بکشد و سپس اعداد را در زیر شکل ها بنویسد. گردآوری: وب سایت کودک فیروز

ادامه مطلب...

شعر کودکانه ” پرواز “

دیروز ساعت چنج در باغ سبز شمشاد یک بچه زاغ کوچک از روی شاخه افتاد پروانه دید و غش کرد لرزید دختر باد حال بنفشه بد شد گنجشک گفت: ای داد مامان زاغ اما آمد به سوی او شاد چون که به جوجه اش داشت پرواز یاد می داد شاعر: مریم اسلامی تصویرگر: زهرا رسولی […]

ادامه مطلب...

قصه کودکانه ” فقط یک جعبه “

یک جعبه، وسط جاده افتاده بود. روباهی از راه رسید. روباه که همیشه گرسنه بود، جعبه را بو کرد و گفت: «چه جعبه ی بزرگی! حتماً توی آن یک مرغ چاق و چله هست!» و سعی کرد جعبه را باز کند. کمی بعد، مار از راه رسید. مار، همیشه دنبال چیزهای عجیب و غریب می […]

ادامه مطلب...

قصه خردسالانه گنجشک پری

نی نی دختری تنتها بود. حوصله اش سر رفته بود. نه این طرف می رفت نه آن طرف. پری او را دید. شکل یک گنجشک شد. گنجشک پری شد. با نوکش تق تق به شیشه زد. پنجره را باز کرد. آمد توی اتاق. گنجشک پری گفت: « نی نی دختری! بدو بیا مرا بگیر! » […]

ادامه مطلب...

قصه خردسالانه شب تاب پری

نی نی دختری گفت: « وای بیرون چقدر تاریک است! من می ترسم. » پری شنید. شکل کرم شب تاب شد. شب تاب پری شد و گفت: « من کرمِ شب تابم. پشت پنجره تا صبح می تابم. » نی نی دختری خوش حال شد. به شب تاب پری نگاه کرد و نگاه کرد و […]

ادامه مطلب...

شعر کودکانه ” برق “

کی بود کی بود؟ برق بود، پریز بود دو تا سوراخِ ریز بود یه مورچه ی دیوونه رفت تو سوراخ، دنبال آب و دونه گفتم نرو برق داره این جا با لونه ی شما فرق داره رفت و دیگه برنگشت تا ساعت هفت و هشت حالا براش گریه دارم یه خُرده برق شاید اونو گرفته […]

ادامه مطلب...
  • آخرین مطالب

  • آرشیو مطالب